علي بن حسين انصارى شيرازى

274

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

باب الضاد ضابى ثمر السدر خوانند و بپارسى كنار گويند و در نبق گفته شود ضبع عرجا حيوانيست مانند گرگ چون به راه رود لنگ نمايد و از بهر اين ضبع عرجا گويند گوشت وى گرم و خشك بود در دويم مانند گوشت سگ چون ادمى را در دست حنظل بود كفتاران از وى گريزند و چون يك دندان از وى با خود نگاهدارند و به سگ بگذرند سگ بانگ نزند و چون موسوسان خون وى بخورند سود دارد و چون زهرهء وى بگدازانند با همچندان روغن اقحوان و در ظرفى مسين كنند و سه روز رها كنند بعد از آن طلا كنند بر چشمى كه دانه داشته باشد در هر ماهى دو بار سفيدى چشم زايل گرداند و دانه ببرد و هرچند كه اين روغن كهن شود بهتر باشد و چون زهرهء وى با پيه و شير بر روى طلا كنند كلف ببرد و لون را صافى گرداند چون زهرهء وى تنها در چشم كشند تيزى وى زياده گردد و اگر طبيخ وى با شبت و نخود به آب پخته باشند و در آن نشينند مفاصل را نيكو بود و نقرس زايل كند و بادهاى غليظ ببرد و جميع علتهاى مفاصل را سود دارد و مغز ساق وى چون با زيت انفاق بگدازانند و بر نقرس طلا كنند سودمند بود و اگر پوست وى بر شكم زن حامله بندند بچه نگاهدارد و اگر از پوست وى كيل بسازند و بدان كيل تخم جهت زرع به‌پيمانند آن زرع از همه آفتها ايمن باشد و اگر آن پوست در قدحى گيرند و آب در آن كنند و به كسى دهند كه سگ ديوانه وى را گزيده باشد بياشامد هيچ زحمت بوى نرسد و صاحب جامع گويد كه صاحب مفرده گويد پوست خالى خاصرهء وى چون بسوزانند و سحق كرده مخنث در دبر خود بمالد اين صفت از وى زايل شود و صاحب جامع اللذات گويد كه اگر موئى كه بر حوالى دبر و قضيب و خصيه نر وى بدين صفت كه گفته شد استعمال كنند همين عمل كند و اگر از ضبع ماده بگيرند و بكوبند و سحق كنند و با زيت طلا كنند بر دبر مردى كه آن زحمت نداشته باشد ابنه بر وى غالب شود و اين از خواص بود و گويند كفتار سالى نر بود و سالى ماده و جهت آنست كه در شيب وى خطى باشد كه باندام نرى و مادگى نرسيده باشد و به شب شكافته گردد و وى موافق خرگوش بود و مخالف ديگر حيوانات و از عجايب خواص وى آنست كه سگ در بالا ايستاده باشد در شيب مهتاب و سايهء وى بر زمين افتاده باشد كفتار در شيب سايهء وى دود چنان كه سايه در سايه متفرق باشد سگ از بالا خود را به شيب اندازد و كفتار وى را بخورد و زهرهء وى در چشمى كشند كه موى زياده از وى بركنده باشند ديگر نرويد و كفتار در شب هيچ حيوانى با وى برنيايد و ابن مؤلف گويد او از